چی بگم!!! (داستان واقعی)
عشق فقط یک کلام .... خدا
هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى به این فکرنکن که اون چقدر احمق بوده به این فکرکن که اون چقدر به تواعتماد داشته ... !
درباره وبلاگ


اگر تنها ترین تنها شوم، باز هم خدا هست، او جا نشین تمام تنهایی هاست...
آخرین مطالب
نويسندگان

پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه :
امروز وقت داری بیای خونمون؟
دختره : مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟
پسره : بگو میخوام برم استخر...
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم موهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...
پسره و دوستاش یکی یکی
میرن توی حموم...
این آخری که رفت حموم ،
هر چی منتظر وایستادن دیدن بیرون نمیاد...
وقتی میرن توی حموم می بینن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و پسره باخونش روی دیوار حموم نوشته :
....
...
..
.
.

 

 

....
...
..
.
.
نامردا خواهرم بود...

 

 

 

 

 

 





نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 61
بازدید دیروز : 13
بازدید هفته : 783
بازدید ماه : 2146
بازدید کل : 24255
تعداد مطالب : 229
تعداد نظرات : 451
تعداد آنلاین : 1